السيد محمد حسين الطهراني
198
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
بسيار و جدا جدا هستند ، و هر علمى موضوعى مختصّ به خود دارد . با علم فيزيولوژى در علم كشف حقائق و پنهانيها اعمّ از موجودات ملكوتيّه رحمانيّه ، و موجودات جنّيّه شيطانيّه وارد شدن و با آن ابزار و آلات در پى جستجوى حلّ مسائل اين علوم بودن ، سر از تركستان در آوردن است براى كسى كه مقصودش سفر مكّه است . ما نميگوئيم : حتماً شخص مفسّر بايد روح ملكوتى داشته باشد و گرنه نبايد قرآن را تفسير كند ؛ ما ميگوئيم : شخص مفسّر بايد به معانى و اصطلاحات قرآن وارد باشد ، و قرآن را آنطور كه قرآن ميخواهد تفسير كند . گرچه اين مفسّر اصولًا مسلمان هم نباشد ؛ يهودى و يا مسيحى باشد ولى در تفسير قرآن از منطق قرآن خارج نشود ؛ و آنچه را قرآن ميگويد ، بگويد ؛ خواه خودش معتقد باشد و يا نباشد . بزرگترين خطائى كه شيخ محمّد عَبْدُه در تفسير « المَنار » نموده است آنست كه : در اين تفسير به حقائق و معنويّات و اصول عالم بالا و خلقت موجودات ماوراى اين عالم توجّه كمترى شده است ؛ و به اصول و روابط علوم مادّى و پيشرفتهاى طبيعى توجّه و عنايت بيشترى مبذول گرديده است . و اين منطق ، روح بشر را سير نميكند و تشنگى او را فرو نمينشاند ، چون بشر مرتبط با عالم غيب است . بدنش در عالم شهادت است ؛ ولى روحش و سِرّش و كمون وجدانش از عالم ملكوت است . و آن را با اين علوم سرگرم كننده و فانيه بشرى نميتوان ارضاء نمود . امّا تفسير « الميزان » كه هزاران هزار درود و رحمت بى پايان خداوندى بر معلّمش كه اين باب را در تفسير گشود ، و ولايت را حقيقت معانى قرآن دانست ، و عرفان را يگانه راهگشاى به سرّ ملكوت معرّفى كرد ، و در اين تفسير از همان روش پيامبر اكرم استفاده كرد كه دعوت به خداوند و وحدت حقّه حقيقيّه او و عالم جان و ملكوت و وصول به